تاريخ : دوشنبه دوازدهم تیر 1391 | 11:43 | نویسنده : محمد قلی پور
تاريخ : دوشنبه هفدهم آذر 1393 | 6:49 | نویسنده : محمد قلی پور

فتنه ی شبکه های ماهواره ای و بصیرتی که نداشتیم!

 

این روزها همه جا سخن از ماهواره است و اثرات مخرب آن مخصوصا بر نسل جوان. همه می گویند دشمن می خواهد از این راه جوانان را از درون تخریب کند و موتور محرک جامعه را متوقف کند که البته سخنی درست و صحیح است. در اینکه دشمنان به شیوه های گوناگون قصد تخریب دین و هویت ما را دارند شکی نیست. در اینکه آنها می خواهند همچون گذشته مستعمره و جیره خوارشان باشیم تردیدی وجود ندارد. دشمن، دشمن است و هیچگاه خیر ما را نخواسته و نخواهد خواست.

 ولی سهم ما در موفقیت دشمن چیست؟ خود ما چقدر در پیشروی دشمن و موفق شدن او در اجرای نقشه خود سهم داشته ایم؟ بیایید منصفانه و به دور از حب و بغض خود را نقد کنیم و بدانیم اگر کوتاهی از طرف ما نباشد هیچگاه شکست نخواهیم خورد حتی اگر همه دنیا در مقابلمان صف آرایی کنند. چنانکه کردند و نتوانستند ما را بشکنند...

می دانیم که اولین شرط لازم جهت برخورد هدفمند و موفقیت آمیز با "فتنه" ها داشتن "بصیرت" است حال باید در همان نگاه اول بررسی کنیم که در مقابل فتنه ی هجوم فرهنگی دشمن چه مقدار بصیر بوده ایم؟ چه کسی است که نداند وسایل ارتباطی به طور کلی و ماهواره بصورت جزئی لازمه ی پیشرفت و ترقی جوامع امروزی است؟ در جهانی که علم و ارتباطات با یکدیگر رابطه متقابل دارند و هر دو بر یکدیگر تأثیر می گذارند و با سرعت زیاد در حال پیشرفت هستند منکر شدن تأثیر مثبت ارتباط و ماهواره در پيشرفت هاي علمي مانند گِل اندود کردن خورشید است!

مقام معظم رهبری سال ها پیش هنگامی که صحبت از برداشتن محدودیت ها از شبکه های ماهواره ای و ایجاد مصونیت مطرح شد در رهنمودی زیرکانه فرمودند: محدودیت لازم است ولی باید همراه آن مصونیت ایجاد کنیم. دستگاه های مسوول تا چه حد به این توصیه ی حکیمانه عمل کرده اند؟ در كنار تلاش براي محدود سازي و جمع آوري ماهواره از منازل مردم چه مقدار در جهت  مصون سازي و بالا بردن فرهنگ جامعه تلاش نموده ايم؟

بی تردید دین عاملی بسیار موثر و قوی در جهت بازداشتن انسان از رفتن به سوی گناه و آلودگی به پلیدی هاست عامل ایمان و تقوی قدرتی غیر قابل تصور دارد در جهت بازداشتن فرد از خطا و اشتباه و چنانچه این عنصر ارزنده تضعیف شود زمینه ی بسیار مساعدی برای رخنه کردن جذابیت های مادی و معصیت آلود در دل فرد فراهم می شود حال باید بررسی کنیم که ما دینداران چه سهمی در دین گریزی فرزندان خود داشته ایم؟ استفاده ابزاری از دین در جهت رسیدن به منافع شخصی، باندی و جناحی چه ضربه ی مهلکی به این باور خدایی زده است؟ وقتی اعمال خلاف خود را با نام دین توجیه کرده ایم چه اندازه وجه ی آن را در بین نسل جوان و نوجوان تخریب نموده ایم؟ آيا با خود فكر كرده ايم در كشوري كه روزگاري با دو خط فتواي يك مرجع تقليد همه ي قليان ها شكسته شد اكنون اگر تمام مراجع عظام حكم به تحريم ماهواره دهند چه مقدار ديش و ... شكسته خواهد شد؟ اقتصاد و سياست خارجي و ... به كنار با دين  مردم چه كرده ايم؟!

صدا و سیما، دانشگاه ها، مدارس، حوزه های علمیه، تریبون های مقدس تا چه اندازه در مصون سازی اجتماع نقش ایفا کرده اند؟ بسیاری از این نهادهای مخصوصا صدا و سیما سعی کرده اند با مخفی کاری و جلوگیری از طرح سوال به خیال خود آن را از بین ببرند در حالیکه همه می دانیم جلوگیری از طرح سوال به معنای از بین رفتن آن نبوده و نیست.

زمانيكه دنیا چهار اسبه به طرف جهانی شدن می تازد بشر در زمينه هاي علمي پيشرفت هاي خيره كننده اي داشته است، فرزندان ما همان مطالبی را در کتب درسی خود می خوانند که ما می خواندیم. هنوز بز و بزغاله های حسنک او را صدا می زنند و کبری تصمیم دارد که کتاب خود را فراموش نکند در حالیکه اکنون باید به بچه های خود تصمیمات مهمتری بیاموزیم! هنوز چوپان دروغگو چوب دروغگویی ساده خود را می خورد در حالیکه فرزندانمان در خانواده و جامعه دروغ های شاخداری می شنوند که گویندگان آن هر روز پله های پیشرفت و ترقی را با سرعت می پیمایند! برخی از تریبون های مقدسی که زمانی ملجأ و پناهگاه مردم بود امروزه جایگاه ممتاز و ارزشمند خود را از دست داده است و با لجاجت سعی می کنیم این حقیقت آشکار را انکار نماییم.

در ميدان جنگ نظامي چنانچه گروهي از فرماندهان مقصر باشند برايشان دادگاه نظامي تشكيل مي شود حال كه نهادهاي موازي فرهنگي با آن همه بودجه به جز انجام كارهاي كليشه اي و تبليغاتي اقدام  ملموس و موثر ديگري انجام نداده اند آيا براي آنان دادگاهي تشكيل خواهد شد؟ اگر پاسخ منفي است آيا جسارت آن را دارند كه در محكمه وجدان خويش  خود را محكوم نموده و براي اين محكوميت  از فرزندان اين مرز و بوم كه قرباني تهاجم ناجوانمردانه فرهنگي دشمن شده اند، عذرخواهي نمايند؟

علاوه بر همه ی این موارد، موقعیت خانواده که حتی پیش از اسلام در میان ایرانیان دارای جایگاهی ارزشمند و ممتاز بود به شدت تنزل پیدا کرده است. امروزه بی تفاوتی و نومیدی در میان خانواده ها بیداد می کند. اولیا کمتر به فرزندان و سرنوشت آنان توجه می کنند. الگوگیری های غلط از فرهنگ غرب و منطبق کردن آنها با واقعیات جامعه ی ما بسیاری از فرزندان و خانواده ها را دچار بحران هویت نموده است و متأسفانه کمتر توانسته ایم از پتانسیل بالای فرهنگ اصیل اسلامی-ایرانی در جهت حل مشکلات خود بهره ببریم.

چند سالی هم چنان در فکر مغلوب و منکوب کردن رقبای سیاسی خود بودیم که وجود آنان را بسیار خطرناکتر از دشمنان خارجی و بیگانگان تصور می کردیم. چنان سودای یکدست کردن حاکمیت را در سر داشتیم که از نقشه های مرموزانه دشمن برای ضربه زدن به پیکره ی نظام غافل شدیم. آنقدر به فرزندان و همرزمان دیروز خود بدبین بودیم که حتی برخی اندرزهای مشفقانه را فتنه می دیدیم. بسیاری از خودی ها را مزدور و عامل بیگانه تصور کردیم و بر خلاف نظر صریح رهبری که خود را فدایی وی می دانیم آنقدر دایره ی فرزندان انقلاب را تنگ کردیم تا کسی جز خود و نزدیکانمان در آن جای نگیرند و در میان این غفلت ما چه فرصت طلبانی که با ظاهر سازی و نفاق در میانمان جا نکردند و ثروت انبوه کشورمان را به یغما نبردند اکنون ماییم و پرونده های اختلاس چند میلیاردی دایه های مهربانتر از مادر در کنار دشمن پنهانی که تا عمق خانه هایمان نفوذ کرده است!

و حال چاره ای نداریم جز آنکه با تکیه بر توان همه ی نیروهای دلسوز و بهره گیری از پتانسیل ارزشمند پایگاه های فرهنگی و اعتقاد راسخ به فرهنگ اصیل دینی و ملی خود کمر همت ببندیم و دست در دست هم با پذیرفتن خطاها و اشتباهات، یکدیگر را دوستانه در آغوش بفشاریم و برای نجات فرزندانمان تلاش کنیم که اگر امروز با انکار واقعیت سعی در پنهان کردن آن داشته باشیم فردا بسیار دیر خواهد بود ...



تاريخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393 | 21:17 | نویسنده : محمد قلی پور

شارلاتان کیست؟ شارلاتانیسم چیست؟

این روزها هر از گاهی شاهد تولد واژه ای جدید در گفتمان سیاستمداران و سیاست ورزان هستیم که بی تردید در پس پرده ی تولد این لغات جدید اهداف خاصی پنهان است که شاید بسیاری از آن بی اطلاع باشند.

چندی پیش نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اقدامی منحصر به فرد و تعجب برانگیز در نامه ای خطاب به ریاست مجلس و در اعتراض به سخنان معاونت تقنینی معاون پارلمانی ریاست جمهور که در هنگام مخالفت با طرح امر به معروف و نهی از منکر ابراز شده بود واژه جدیدی را وارد فضای سیاسی کشور نمودند که لازم است نخست با معنای این لغت آشنا شویم آنگاه خود خوانندگان و افراد منصف قضاوت خواهند کرد که این صفات درباره چه کسانی بیشتر صدق می کند

شارلاتان(به فرانسوی:charlatan) به کسی که با زبان خوش، مردم را فریب دهد می‌گویند. کلمه‌ای است که ریشه در زبان ایتالیایی دارد (Ciarlatano). در معنای شارلاتان صفات حقه بازی، شیادی، شید، چرب‌زبانی و دروغگویی نهفته.

شارلاتان ترکیب یا مخلوطی است از دو کلمه ایتالیایی.

1-در قرون وسطی «Cerretani»ها (مردم شهرک «Cerreto di Spoleto») بسیار بدنام بودند. معروف بود این مردم دوره گردی کرده و با تردستی و شیرین‌کاری سر مردم شهرهای دیگر کلاه می‌گذارند.

2-«ciarlare» واژه ایتالیایی معادل "خوش زبانی" با بار منفی یا "چرب‌زبانی" و "زر زنی" است.
نتیجه ذوب این دو کلمه در زبان ایتالیایی کلمه «ciarlatano» را پدید آورده.

در دهه ۱۶۱۰ میلادی فرانسوی ‌ها کلمه ایتالیایی «ciarlatano» را با املاء فرانسوی «Charlatan» در اروپای مرکزی رایج کردند.

حال لازم است نگاهی داشته باشیم به اصل ماجرا و نامه نمایندگان:

هنگامی که آقای محمد رضا خباز به نمایندگی از دولت و در مخالفت با یکی از بندهای طرح امر به معروف و نهی از منکر نمایندگان  به واقعه ی تأسف بار اسید پاشی اصفهان اشاره ای گذرا نمود  بعد از گذشت یک هفته از آن سخنان تعدادی از نمایندگان مجلس به این اظهارات معترض شده و اعتراض خود را طی نامه ای به ریاست مجلس اعلام نمودند در قسمتی از اين نامه که به امضای 50 نفر از نمایندگان رسیده آمده است: «همين اخيرا شما در اخبار مطالعه كرديد كه متاسفانه در يكي از شهرها بحث اسيدپاشي شروع شده است، ما بدحجابي را تاييد نمي‌كنيم، ولي رفتار بازدارنده سبب درگيري و مشكلاتي براي جامعه شده است»، اين قسمتي از نطق آقاي خباز نماينده دولت در رد ماده دوم طرح امر به معروف و نهي از منكر است. اكنون سوال ما اين است كه آيا ثابت شده اسيدپاشي در راستاي نهي از منكر است؟ آيا مقامات مسوول، وزير كشور، فرمانده نيروي انتظامي و وزير اطلاعات تاييد كردند كه بين جنايتكار و نهي از منكر ارتباطي بوده است؟ آيا اصولا تاكنون كسي در اين رابطه دستگير شده و جنايتش به اثبات رسيده است كه نماينده دولت با اين قاطعيت حكم صادر مي‌كند؟ ما امضا‌كنندگان ذيل از حضرتعالي مي‌خواهيم براي جلوگيري از سخنان بي‌مبنا و سخن گفتن غيرمسوولانه مقامات مسوول و جلوگيري از شارلاتانيسم سياسي اقدامات لازم را مبذول فرماييد.»

جالب اینجاست که تهیه کننده ی این نامه فردی است همچون روح الله حسینیان و اکثر امضا کنندگان آن نمایندگان منتسب به جبهه پایداری هستند!

و هنگامی که اقدامات چند سال اخیر این گروه اندک را در مجلس و خارج از آن جهت تأثیر گذاری بر افکار عمومی مرور می کنیم و آن اعمال را در کنار این نامه و واژه ی به کار برده شده در آن قرار می دهیم طنزی خنده دار به وجود می آید که نشان می دهد این آقایان یا معنای دقیق این کلمه را نمی دانستند و یا اینکه احساس می کردند مردم فهیم این سرزمین از حافظه ی تاریخی برخوردار نیستند.

هنوز مردم فراموش نکردند که برخی از این آقایان چگونه با چرب زبانی، سیاه نمایی، دروغگویی و ... دولتی را بر سرکار آوردند که با وجود برخورداری از دلارهای فراوان نفتی اقتصاد کشور را در معرض نابودی قرار داد، بزرگترین اختلاس ها در آن دوران شکل گرفت، روابط با کشورهای جهان به پایین ترین شکل خود تنزل پیدا کرد و ... با این وجود هیچگاه از اینکه اشتباه کرده و مردم را نیز به اشتباه انداختند عذر نخواستند و پوزش نطلبیدند!

سخنان و لحن گفتار و رفتار این افراد نه تنها در حافظه ی دوربین ها، سایت ها و شبکه های صوتی و تصویری ثبت و ضبط است بلکه بسیاری از مردم این سرزمین آن را در ذهن خود ثبت کرده اند و لذا وقتی این افراد شخصی همچون خباز را به «شارلاتانیسم» متهم می کنند بیشتر به میزان صداقت آنان پی می برند!

خباز در دوران فعالیت سیاسی خود به خوبی نشان داده است که سیاستمداری زیرک و باهوش، اصلاح طلب و در عین حال معتدل و معتقد به اصول نظام است. این رویه و رفتار در سخنان و رفتار وی کاملا آشکار است و لذا چسباندن این واژه به وی با کمک گرفتن از هیچ چسبی امکان پذیر نیست مخصوصا آنکه سردمدار این تلاش ناموفق و عقیم شخصی همچون روح الله حسینیان باشد!



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 | 21:49 | نویسنده : محمد قلی پور

مردم دوست داشتنی ایران ...

امسال هم برای دومین بار سعادتی نصیب شد تا همراه یاران و دوستانی همدل و همزبان به مناسبت 20 مهرماه و بزرگداشت حافظ، شاعر شهیر غزلسرای ایران و جهان بر مزارش حاضر شویم و در مراسمی که به همین مناسبت برگزار شده بود شرکت نمائیم.

اگر بخواهم همچون سفرنامه ها به نکات مختلف این مسافرت بپردازم متن طولانی خواهم شد و موجب ملال لذا مجبورم تنها به نکات برجسته بپردازم آنهم به صورت گذرا. جالب آنکه مسافرت دو سال قبل ما به شیراز در دولت قبل صورت گرفته بود و به راحتی می توان از جهات مختلف مقایسه ای انجام داد بین آن زمان و این زمان ...

در اینجا فقط می خواهم بر موضوع لزوم توجه بیشتر به صنعت گردشگری تمرکز داشته باشم ولی نمی توانم اشاره ای نداشته باشم به:

-لذت همراهی و همسفر بودن با دوستانی همدل و همراه که یا هنرمند بودند و یا علاقمند به هنر. در طول راه اجرای موسیقی سنتی توسط جوانان هنرمند و خواندن ترانه های سنتی به وسیله ی میانسالان خوش ذوق مسیر طولانی سفر را کوتاه کرد.

-مراسم نسبتا با شکوهی که در آرامگاه لسان الغیب حافظ شیرازی برگزار شد و قابل مقایسه با دو سال قبل نبود. سخنان ارزشمند امام جمعه محترم شیراز درباره حافظ، دعوت از همسر مترجم دیوان حافظ به زبان ایتالیایی و سخنانی که بیان نمود، سخنان معاون اول ریاست جمهور درباره لزوم توجه دولتمردان به مفاهیم غزلیات حافظ، اجرای موسیقی زنده توسط استاد شهرام ناظری، همه و همه نشان از آینده ای روشن درباره توجه به مفاخر این مرز و بوم داشت.

ولی آنچه بیشتر از همه در این سفر قابل توجه بود حضور گردشگران خارجی از کشورهای: آلمان، ایتالیا، هلند و ... بود دوستانی که انگلیسی می دانستند در فرصت های مختلف با این افراد  به گفت و گو می پرداختند که یک سخن در بین همه ی صحبت ها مشترک بود: آنان با ستایش از مهمان نوازی و مهربانی ایرانیان آنان را مردمی دوست داشتنی توصیف می کردند.

یکی از راهنمایان حضور این تعداد گردشگر را در این موقع سال کم سابقه توصیف می کرد. او می گفت: در طول یکسال گذشته و پس از روی کار آمدن دولت جدید حضور گردشگران خارجی در کشور 200 درصد افزایش داشته است گرچه این افزایش را کافی نمی دانست چرا که بر طبق گفته ی وی ما از نظر جاذبه های گردشگری در رتبه دهم جهان و از لحاظ جذب گردشگر در رده ی یکصد و چهل و چهارم هستیم!!!

به راستی چرا ما از این مهم غافل شده ایم؟

در حالیکه حضور گردشگران گذشته از فواید اقتصادی می تواند فرهنگ ناب ایرانی-اسلامی را به جهان صادر نماید و بدون شک اگر ملت ها نگاه مثبتی به ایران و مردم آن داشته باشند دولت ها نخواهند توانست به راحتی بر ما فشار بیاورند و ناجوانمردانه تحریممان کنند. اگر افکار عمومی جهانیان با ما همراه شوند دولت های خود را مجبور به تمکین در قبال خواسته های به حق ما خواهند کرد و این سرمایه ارزشمندی است که در پای میز مذاکره و گفت و گو با سیاست بازان جهانی قابل دست یابی نیست.

وقتی در کنار مقبره ی کوروش به اجرای موسیقی سنتی پرداختیم و با شادمانی کف زدیم اطرافمان جمع شدند با تار و سنتور اعضای گروه عکس انداختند و چهره ی متعجب و در عین حال خندان آنان نشان می داد که اکنون متوجه دروغگویی رسانه هایی شده اند که سال ها مردم ایران را مردمی افسرده و غمگین و خشونت طلب معرفی کرده بودند.

آنان نه نیازی داشتند که چاپلوسی کنند و نه مجبور بودند با این وجود می گفتند: ایرانیان مردمی دوست داشتنی هستند ...

 



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 11:5 | نویسنده : محمد قلی پور

آخرین لبخند شهید هنرور...

"حسن" از معدود دانش آموزانی بود که با بچه های کلاس پایین تر هم دوست بود. اصولا با همه گرم می گرفت و می جوشید ولی من او را دورا دور می شناختم. در مراسم صبحگاه قرآن می خواند و صدایش بسیار دلنشین و جذاب بود چهره ای مهربان و دوست داشتنی داشت!

یک سال در مدرسه ما بود و بعد به دبیرستان رفت ولی یک روز پیش از آمدن معلم وقتی همه بچه ها سر جایشان نشسته بودند ناگهان در باز شد و حسن با لبخندی به کلاس نگاه کرد و گفت: بچه ها خدا حافظ...

چند نفری که با وی بیشتر رفیق بودند با دیدنش فریاد کشیدند و به بیرون دویدند حسن هم دوید به طرف سالن ... گویا هنگامی که قرار بوده از "مهدیه" به جبهه اعزام شود آمده برای خدا حافظی با بچه ها.

آنروزها همه حسرت رفتن به جبهه داشتیم و با دیدن حسن که عازم جبهه است آرزو می کردیم ای کاش چند سال بزرگتر بودیم و می توانستیم اعزام شویم!

مدتی گذشت این خبر بین بچه ها زمزمه می شد: "حسن هنرور" مفقود شده! آن روزها معنای این کلمه را هم به خوبی نمی دانستیم و سال ها گذشت تا دیگر آن چهره خندان و مهربان را ندیدیم و صدای گرم و رسایش را نشنیدیم و متوجه شدیم دیگر هیچ وقت به این دنیای خاکی بر نخواهد گشت! بعد از پایان جنگ در سال 75 پلاک و استخوانهایش را برایمان هدیه آوردند تا ما آدم های فراموشکار دوباره یادی کنیم از او و دیگر یاران شهیدمان...

و امسال بعد از گذشت 30 سال از آن خاطرات برای مدرسه ای ابلاغ مدیریت گرفتم که به نام او مزین است: "هنرستان کار و دانش شهید حسن هنرور"

وقتی وارد هنرستان شدم اول به دیدار او رفتم. مقابل عکسش قرار گرفتم و زندگینامه اش را خواندم. چقدر دلم تنگ شده بود برای شنیدن صدای خواندن قرآنش ...! و هنگامی که روز اول مهر کسی از بچه های حاضر در مدرسه برای خواندن قرآن صبحگاه اعلام آمادگی نکرد بیشتر دلم گرفت و با خود گفتم  ایکاش می توانستیم بچه ها را مثل حسن تربیت کنیم!

مگر رسالتی مهمتر از این هم بر گردن داریم؟ گرچه آنان در معامله ای پرسود با خدایشان بهترین را به دست آوردند ولی تکلیف ما چیست؟ شهادت که نصیبمان نشد هیچ، راه رفتگان نیز بر دوشمان افتاد و باید به فکر مرگ در بستر باشیم!

یادش بخیر، جبهه و فرهنگ حاکم بر آن! روزگاری که هیچ چیز برای خود نمی خواستیم! هر چه بود، ایثار بود و گذشت و فداکاری، نوجوانان و جوانانی مانند حسن هنرور به خون غلتیدند و هزاران آرزو را با خود به خاک بردند تا ما بمانیم با عزت و آبرو... ولی چه کردیم ما با خونشان؟

برخی از ما با آن خون ها چه معامله ها که نکردیم؟ پلکان ساختیم برای تکیه زدن بر صندلی هایی که در ایام جبهه و جنگ پشیزی برایش ارزش قائل نبودیم! مصالحی ساختیم برای ساختن بناهایی که یک لحظه صفای بودن در گوشه ی نمناک سنگر به هزاران سال زندگی در آن ساختمان ها می ارزد! آن ها چه کردند و ما چه کردیم؟ مگر ما همکلاس و همسنگر آن ها نبودیم؟ پس این همه تنزل برای چه؟

روزگاری دلخوش بودیم که سرانجام ناممان را برای رفتن به جبهه نوشتند! وقتی اجازه می دادند به خط مقدم برویم سر از پا نمی شناختیم حالا با گرفتن یک ابلاغ مدیریت و بالا رفتن چند ریال حقوق سر از پا نمی شناسیم! چقدر دروغ که برای رسیدن به آن نمی گوییم و چه تهمت ها که نمی زنیم. اگر ابلاغی هم گرفتیم آن را ارث آبا و اجدادی خود می دانیم غافل از آنکه بر آن صندلی که اکنون ما تکیه زدیم چند سال پیش کسی دیگر تکیه زده او را برداشتند تا ما آمدیم اکنون نیز باید ما برویم تا کس دیگر بیاید...

لج می کنیم بر سر آنچه که حقمان نیست! روزگاری اصرار می کردیم برای انجام خطرناکترین کارها در جبهه! اطلاعات و عملیات، گروه تخریب، رفتن به پاسگاه های روی آب در جزیره مجنون و ... بزرگترین آرزوهایمان بود و حالا دنبال پستی هستیم که کم زحمت باشد و پر پول!

چه دور افتادیم از آرمان مقدس شهدا...! اگر بر سر مزارشان حاضر می شویم هدفی مادی در سر داریم و معامله ای را تدارک دیده ایم! چقدر شعاع دیدمان کوتاه شده است! همین امسال! یا همین چند سال و چه دید بلندی داشتند شهدا ... بهشت و سرایی جاودان برای سال های سال ....

اکنون با خود می اندیشم؛ چه سال سختی در پیش خواهم داشت! هر روز صبح که به محل کار وارد می شوم،  "شهید هنرور" با آن نگاه جدی و در عین حال مهربان و صمیمی که خاص همه شهداست از من خواهد پرسید: برای آشنایی بچه ها با آرمان های من و سایر همرزمان شهیدم چه کردی؟ وای بر من که پاسخی قانع کننده نداشته باشم ...!

 

 



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 18:52 | نویسنده : محمد قلی پور

آیت الله هاشمی رفسنجانی هنور جوان است!

یکشنبه هفته گذشته فرصتی فراهم شد تا به همراه جمعی از اصلاح طلبان استان خراسان رضوی ملاقاتی داشته باشیم با آیت الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام.

ملاقات اصلاح طلبان با ایشان آن هم در تالار آیینه متعلق به آستان قدس رضوی شاید اتفاقی بود که 10 سال پیش هیچکس آنرا نمی توانست پیش بینی کند! و بی گمان با همه ی صدماتی که در طول 8 سال ریاست نامحمود آن مرد بر این ملک و مملکت وارد شد مواردی از این قبیل از معدود فواید آن دوران تاریک است: اجتماع دلسوزان نظام از سلایق مختلف گرد شمع وجود هاشمی!

مردی که به تعبیر یکی از حاضران آن جلسه شناسنامه شفاهی انقلاب است و در هیچ جای این 35 سال و قبل از آن نمی توان حضور پر رنگ وی را نادیده گرفت. چه دوران مبارزه و اوایل پیروزی انقلاب که همچون مشاوری امین در کنار امام بود و چه وقتی که بعد از رحلت ایشان همگام و همراه با رهبری نظام در جهت مستحکم نمودن پایه های نظام تلاش نمود و شیطنت ها و بدخواهی ها نتوانست وی در را در مقابل یار و همراه دیرین خویش قرار دهد.

گرچه نگارنده قصد ندارد با بیان این مطالب وی را عاری از اشتباه مخصوصا در دوران 8 ساله دولت سازندگی نشان دهد و ایشان نیز همانند همه ی افراد غیر معصوم عاری از خطا و اشتباه نبوده و نیستند و عملکردشان به صورت غیر منصفانه و بی رحمانه بارها نقد و بررسی شده است و بنده نیز همواره بر آن دوران انتقاداتی داشته ام که در اینجا فرصت و قصد پرداختن به آن نیست و هدف اشاره به یک واقعیت است و آن: نقش ارزنده ی هاشمی در جهت حفظ اعتدال که لازمه حرکت نظام است.

در این دیدار که آخرین برنامه سفر آیت الله به مشهد مقدس بود نخست چند نفر به نمایندگی از جمع مطالبی را بیان کردند؛ ایشان همچون همیشه آرام و با حوصله به مطالب گوش دادند و سپس سخنان خود را حول محور مطالب طرح شده توسط آن افراد آغاز کردند. در ابتدا با اشاره به آیاتی از قرآن کریم به موضوع اعتدال پرداختند و آنرا تبیین نمودند و سپس با اشاره به ریز سخنان طرح شده در مورد هر کدام توضیحاتی ارائه نمودند.

آنچه در این دیدار مورد توجه بیشتر شرکت کنندگان قرار گرفت هوش سرشار و استعداد کم نظیر آیت الله هاشمی در بخاطر سپردن مطالب مطروحه و تنظیم فوری سخنان خود بر پایه همان موارد بود! ایشان بدون آنکه یادداشتی داشته باشند به سخنان تک تک افراد اشاراتی نموده و به هر کدام پاسخی شایسته و در خور دادند.

این دیدار شاید یک نتیجه مشترک داشت اینکه: هاشمی هنوز جوان است و تلاش برای پیاده نمودن ایشان از قطار نظام به هر بهانه که باشد جفای به مردم، رهبری و مملکت خواهد بود. و این جمله ی آن پیر فرزانه و معمار کبیر انقلاب، هنگامی که عده ای قصد حذف فیزیکی و ترور هاشمی را داشتند در ذهن ها نقس بست که فرمودند: هاشمی زنده است تا نهضت زنده است.

چه خوب است تازه به دوران رسیده هایی که اکنون در پی ترور شخصیت هاشمی هستند به این باور دست پیدا کنند که هاشمی یاور رهبر، دلسوز مردم و سرمایه ی بین المللی ارزشمندی برای نظام جمهوری اسلامی است و استفاده از پتانسیل و تجربه ایشان می تواند کمک موثری در حل مشکلات اقتصادی و بهبود روابط خارجی، مخصوصا با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و بخصوص عربستان باشد.

 

 



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 11:48 | نویسنده : محمد قلی پور

چهارمین سالگرد تولد نوبهار

امروز 16 شهریور 93 است که برایم یادآرو خاطره قشنگ تولد وبلاگ "نوبهار بردسکن" است. هنگامی که در سال 89 و چنین روزی نوبهار را راه اندازی کردم شاید هرگز گمان نداشتم که این وبلاگ ساده بتواند نقش موثری در نشر فرهنگ و آگاهی جامعه بازی کند ولی امروزه افتخار می کنم که توانسته ام در جامعه ای که زندگی می کنم همان نقشی را ایفا نمایم که در کلاس درس اجرا می کردم یعنی:  آگاهی بخشی و گسترش فرهنگ در جامعه

وقتی با افراد از گروه های مختلف برخورد می کنم و آنان از نوبهار می پرسند و مطلبی از آنرا یادآوری می کنند به میزان تأثیر این نشریه الکترونیکی بیشتر پی می برم و احساس شعف و شادمانی می کنم.

گرچه با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید شاید به تصور این که به اهداف مورد نظر دست یافته و از دوران سیاه "حکومت نامحمود" گذشته عبور کرده ایم فعالیت در زمینه سیاسی کمرنگ شد و برخی از خوانندگان نوبهار دیگر به آن کمتر مراجعه می نمایند ولی همانطور که در سال گذشته گفته شد موفقیت برنامه های دولت و جبران گذشته بدون داشتن مجلسی همراه و همگام با برنامه های مذکور امکان پذیر نخواهد بود.

البته این بدان معنا نیست که نمایندگان مردم باید "وکیل الدوله" باشند و فقط در راستای اهداف و برنامه های و خواسته های آن گام بردارند بلکه انتظار آن است که نمایندگان مردم با درک شرایط موجود و حفظ استقلال خود بدون لجبازی و عناد برای برون رفت از مشکلاتی که مردم و مملکت با آن روبروست گام بردارند انتظاری که مجلس موجود نه تنها آنرا برآورده نکرده بلکه در مراحل مختلف با لجبازی و عناد وارد بازی های سیاسی شده و برخلاف اراده و خواست اکثریت جامعه گام برداشته شده است.

از سوی دیگر هجمه سنگینی که در فضای مجازی متوجه "اسلام عزیز" و مقدسات شده نیاز به ورود به این صحنه را نیز برای اهل قلم ضروری ساخته است امروز که عده ای با توسل به عملکرد نادرست دینداران اصل دین را مورد هجمه قرار داده اند اهالی فرهنگ و نخبگان جامعه وظیفه دارند بیش از پیش نقش موثری در این عرصه ایفا نمایند. ما وظیفه داریم در مرحله نخست آگاهی خود را بالا برده و سپس اطلاعات را به جامعه منتقل نماییم. بنده نیز سعی خواهم کرد تا می توانم در این زمینه تلاش نمایم تا دِینی را که اسلام رحمانی بر گردن ما نهاده است ادا نمایم.

با توجه به گسترش دیگر شبکه ها همچون فیسبوک و شبکه های تلفن همراه و تغییر ذائقه ها سعی خواهد شد ضمن فعالیت در آن عرصه ها با کوتاه نمودن پست ها در جهت خواست و نظر خوانندگان عمل شود.

لازم به یادآوری است این روزها ماهنامه نوبهار بردسکن نیز که به کوشش دوست خوبم جناب آقای مهندس عماد طاهری در حال راه اندازی است نیز وارد عرصه اطلاع رسانی گردیده و دوستان زیادی از ارتباط آن با وبلاگ نوبهار بردسکن می پرسند گرچه بنده جهت کمک به امر آگاهی بخشی با آن نشریه اعلام آمادگی کردم همانطور که با نشریات ندای بردسکن و آوای کاشمر نیز همکاری می کردم ولی لازم است اعلام نمایم که این موضوع فقط یک تشابه اسمی است و ارتباط دیگری بین آن ماهنامه و نوبهار اینجانب وجود ندارد.

در پایان ضمن اظهار خرسندی از موفقیت نسبی نوبهار که به علت همراهی و همگامی یاران و دوستان عزیزم بوده است امیدوارم این همراهی ها که همواره موجب دلگرمی اینجانب می باشد ادامه داشته باشد

هم اکنون در مسافرت هستم ولی به علت علاقه و دلبستگی که به مراجعین محترم داشتم با مراجعه به کافی نت در کرج این پست را افزودم  لذا تقاضا دارم اشتباهات مرا نادیده بگیرید. به امید همراهی های بیشتر و موفقیت همه علاقمندان به گسترش آگاهی و فرهنگ این سرزمین عزیز. روزهایتان خوش و ایام به کام



تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 10:56 | نویسنده : محمد قلی پور

هجوم به باورهای دینی در شبکه های مجازی

در چند ساله اخیر رشد وسایل ارتباطی مخصوصا در شبکه های مجازی پیامدهای مثبت و منفی بسیاری به همراه داشته است. یکی از این پیامدهای منفی که امروزه به شدت در حال افزایش می باشد حمله به باورهای دینی و بخصوص اسلام است که به شکل های مختلف صورت می گیرد.

عده ای احکام اسلامی یا بعضی اعتقادات مردم را مورد تمسخر قرار می دهند؛ جمعی باورهای دینی را به چالش می کشند؛ گروهی دیگر عملکرد دینداران را نشانه ی ناکارامدی اسلام می دانند و سرانجام افرادی نیز می کوشند با زیر سوال بردن نژاد و زبان پیامبر عظیم الشأن اسلام و امامان شیعه اصل شریعت وی را نفی نمایند. جالب آنکه چون در اصل اسلام عیبی مشاهده نمی شود و همچنین اطلاعات شبه افکنان اندک می باشد فعالیت آنان بر محور اقدامات فوق متمرکز گردیده و از ورود به اصل موضوع اجتناب می کنند.

در این میان آنچه بیشتر از همه این حملات را تقویت نموده و آنها را در رسیدن به هدف شوم خود یاری کرده است عبارتند از: برخورد نامناسب حکومت های اسلامی با این اقدامات، اعمال خشونت توسط گروهایی که با نام اسلام قصد رسیدن به مقاصد خاص خود را دارند و همچنین سکوت بسیاری از مسلمانان و حتی متاسفانه گاهی همراهی آنان با این اعمال.

از سوی دیگر نخبگان علمی، استادان، دانشجویان، علما و روحانیون که رهبران فکری جامعه هستند بدون توجه به عمق فاجعه در این زمینه رسالت خود را به خوبی انجام نداده اند فقط برخی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و گروهی از دینداران متعصب با توسل به توصیه مقام معظم رهبری گاهی با اقدامات خود بر پیچیدگی موضوع افزوده اند. در حالیکه در آن هنگام که بحث برخورد با ماهواره مطرح بود و در دولت اصلاحات گروهی اعتقاد داشتند باید مصونیت ایجاد کنیم و به این بهانه ممنوعیت را امری غیر لازم می دانستند رهبری نظام تأکید کردند در حال حاضر ممنوعیت لازم است و در عین حال باید به دنبال مصون سازی نیز باشیم. اکنون که بیش از یک دهه از آن زمان می گذرد و وسایل ارتباطی تمامی فیلترها را درنوردیده و وارد پستوی خانه های مردم شده است عده ای بر همان طبل ممنوعیت می کوبند در حالیکه در جهت مصون سازی جامعه اقدام در خور توجهی انجام نگرفته است.

امروزه ما ناچاریم شبکه های مجازی رایانه ای و تلفن همراه را به رسمیت بشناسیم و با ورود هوشمندانه به آنها در جهت مصون سازی اقدام نمائیم. بی تردید اگر اهالی علم و مطالعه وارد این عرصه ها شوند آنان که بدون مطالعه و در حد انعکاس بدون تعقل و تدبر سخنان دیگران در این میدان مشغول جولان دادن هستند حرفی برای گفتن نخواهند داشت.

گروهی با ژست روشنفکری به مقابله با اسلام برخاسته اند که کمترین مطالعه را در این زمینه دارند. اینان گاه با شعارهای عوام پسند و سخنان ظاهرا منطقی سعی در القاء نظرات خود به مخاطبان دارند از یک طرف با نژاد پرستی مخالفت می کنند و از سوی دیگر با توسل به علاقه مردم به ایران و افتخارات گذشته، عرب بودن پیامبر(ص) را زیر سوال می برند. علم و دانش و مطالعه را توصیه می کنند در حالیکه در همان زمینه که به بحث می پردازند کمترین مطالعه ای ندارند. با کمترین اطلاعات تاریخی، رشد و پیشرفت ایرانیان پیش از اسلام را برای ناتوان نشان دادن دین مورد اشاره قرار می دهند در حالیکه از شکوفایی تمدن اسلامی-ایرانی در دوره های بعدی دم نمی زنند. عملکرد خشن برخی گروه ها را مورد اشاره قرار می دهند در صورتیکه اطلاعی از تأکید اسلام عزیز بر رعایت حق دیگران حتی غیر مسلمانان ندارند و ...

احکام نورانی اسلام و قرآن کریم روشن و آشکار است همچون خورشید در مقابل ستارگان که با طلوع آن همه ناپدید می گردند. لذا لازم است افراد خبره و آگاه با استدلال منطقی در جهت روشن سازی اقدام نمایند و بدون تردید ضمیر آماده و فطرت پاک جوانان و نوجوانان که بیشتر مخاطب فضاهای مجازی هستند آنها را خواهند پذیرفت.

اکنون که عده ای از دینداران باسواد با اشاره به محدودیت های موجود ورود به این حوزه ها را ممنوع می دانند و فضا برای معدود افرادی باز شده که تا می توانند میدان داری کرده و به اسلام و احکام آن بتازند؛ نهادهای اطلاعاتی و امنیتی وظیفه دارند با رصد کردن فضا، لزوم ورود نخبگان و اندیشمندان را به این حوزه ها به متولیان امر متذکر شده و برداشتن محدودیت های موجود را از آنان بخواهند.



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 19:24 | نویسنده : محمد قلی پور

با این مجلس راه به جایی نمی بریم ...

همه می دانیم استیضاح حق نمایندگان است و انتخاب حق مردم. بارها نیز گفته شده تنها با اصلاح امور می توانیم کشور را از مراحل سخت عبور دهیم و اصلاحات نیز امری است مداوم و تدریجی لذا نیاز به صبر و استقامت دارد.

آنان که با نزدیک شدن به هر انتخابات بر طبل تحریم می کوبند اکنون در مقابل این مجلس و اقداماتش چه پاسخی دارند؟

چاره ای نداریم جز آنکه با حداقل امکانات به حداقل پیشرفت برای اصلاح امور فکر کنیم. خاتمی و روحانی حاصل قانون انتخاباتی هستند که آنرا کامل نمی دانیم ولی یک سال پیش نشان دادیم که با همین قانون نیز می توان انتخابی بهتر داشت.

حذف "فرجی دانا" از کابینه که حق قانونی نمایندگان مردم بود؛ هیئت دولت را ناقص کرد ولی از کار نینداخت و می توان گفت: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

این اقدام در زمانی که مجلس به اواخر عمر خود نزدیک می شود می تواند تلنگری باشد بر آنان که مردم را بی تفاوت می خواهند و نقش آنان را در اداره کشور ناچیز می انگارند. کیست که نداند میان امثال "کامران دانشجو" و "فرجی دانا" تفاوت از زمین تا آسمان است و این دو حاصل دو انتخاب متفاوت مردم هستند.

امروز همه باید بر این موضوع تأکید کنیم: که گرچه نمایندگان حق سوال و استیضاح دارند ولی مردم نیز به آنان چک سفید امضا نداده اند. مردم نیز حق دارند به آن ها رأی ندهند. اسامی استیضاح کنندگان معلوم است و مردم حوزه انتخابیه آنان بزودی تکلیف آنان را روشن خواهند کرد. ولی دیگر حوزه ها نیز حق دارند موضع نمایندگان خود را در این باره بدانند؛ آیا آنان به استیضاح رأی دادند یا نه؟ اصولا چه نقشی در روز استیضاح بازی کردند؟ فعال یا منفعل؟ موافق یا مخالف؟

پاسخ به این سوالات نقش مهمی در انتخاب مردم خواهد داشت لذا مهمترین نتیجه این استیضاح می تواند آمادگی و هوشیاری مردم برای انتخابات آینده مجلس در جهت شناخت نمایندگان خود باشد. چرا که یکی از مهم ترین معیارهای انتخابات آینده میزان همراهی نامزدها با شعارهای دولت تدبیر و امید خواهد بود ... 



تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 20:39 | نویسنده : محمد قلی پور

سخنان اخیر ریاست محترم جمهور و دلواپسی دلواپسان!

سخنان رئیس جمهور محترم گرچه به نظر نگارنده بهتر از این می توانست ایراد شود ولی خشم گروهی را برانگیخته که تا دیروز گویا گوش هایشان کر بود و عجیب تر آنکه به نظر می رسد گوش دیگران را نیز کر می خواهند و چشم آنان را کور و در روز روشن خورشید نورانی را انکار می کنند!

رییس جمهور اینگونه گفت:

 «یک عده به ظاهر شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش می‌آید می‌گویند ما می‌لرزیم. به جهنم؛ بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است»

از جمله دلواپسانِ دلواپس تر شده آقای روح الله حسینیان هست که در انتقاد از رییس جمهور متوسل به تعریف از شاه شده است:

«حتی شاه وقتی با مخالفان خود صحبت می‌کرد به آنها نگفت به جهنم بروند بلکه گفت پاسپورت بگیرند و به خارج از کشور بروند»

جالب اینجاست که جناب حسینیان با قلب واقعیت بیان اینگونه سخنان از سوی رئیس جمهور قبلی را انکار می نماید. آنجا که می گوید:

«در واقع این نوع ادبیات رئیس‌جمهور دیکتاتورمآبانه است که رئیس‌جمهور باید پرهیز کند. هیچگاه احمدی‌نژاد اینطور صحبت نکرد»

هیچگاه احمدی‌نژاد اینطور صحبت نکرد!!! ایشان فکر می کنند در "عصر حجر" به سر می برند و هیچ دستگاهی رفتار آنان را ضبط نخواهد کرد و به تصویر نخواهد کشید. به نظر می رسد اینان در "روز حساب" شهادت جوارح خویش را نیز انکار خواهند کرد!

بله درست است هیچگاه احمدی‌نژاد اینطور صحبت نکرد بلکه اینطور صحبت کرد:

بهمن 1385 / مجلس شورای اسلامی: از تره‌ بار نزدیک منزل ما خرید کنید. چرا از جاهای‌گران خرید می‌کنید؟ در محله ما قیمت‌ها ثابت است

بهمن 1385 / یکی از مساجد جنوب تهران: یک دختر 16 ساله به کمک برادرش در زیرزمین خانه‌اش انرژی هسته‌ای کشف کرده است با هماهنگی رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران، آن دختر هم‌اکنون در زمره دانشمندان هسته‌ای ایران قرار گرفته و اسکورت و راننده شخصی در اختیار دارد

تیر 1386 / در جمع اصناف و بازار: یک قصاب شرافتمند در نزدیکی ما زندگی می‌کند که از همه مشکلات مردم باخبر است و از وی هم اطلاعات مهم اقتصادی را می‌گیرم.

آذر 86 / سفر استانی خوزستان: آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌دانتان پاره شود.

تیر 87 / در جمع فرماندهان بسیج: سال گذشته که به عراق رفته بودم، گفتند یکی از فرماندهان اشغالگران، علاقه دارد شما را ببیند. گویا مرخصی او هم رسیده بود. مثل خودمان که پس از ۴۵ روز در جبهه مرخصی می‌رفتیم اما او یک‌ ماه مرخصی را عقب انداخته بود تا ما را ببیند و من هم گفتم، بیاید. وقتی آمد پیش ما گفت افتخار می‌کنم با شما هستم. شما در دل ما جا دارید. وی سپس از من درخواست کرد با من عکس یادگاری بگیرد و گرفت و سپس معاونش هم همین‌طور. من زدم پشتش و تشویقش کردم و گفتم هوای مردم عراق را داشته باشید.

اسفند 88 / کنفرانس مطبوعاتی همراه با بشار اسد: ما یک ضرب‌المثل در فارسی داریم و کسی که حرف بیجا می‌زند و خارج از قد و قواره خودش صحبت می‌کند، به آن می‌گوییم یک کلام از مادر عروس.

مرداد 1389 / همایش ایرانیان مقیم خارج: خطاب به اوباما و سران کشورهای غربی: آن ممه را لولو برد.

مرداد 1389 / همایش ایرانیان مقیم خارج: آب را بریزید همان جایی که میسوزد.

مرداد 1389 / سخنرانی در روز خبرنگار: در مواردی هم که حتی اسمی از کسی برده نشده‌ است، قاضی می‌گوید این مطلب به فلان شخص می‌خورد، در حالی که وقتی مطلبی نوشته و نقد می‌شود اگر به کسی هم خورد، خورد. باید بخورد تا دردش بیاید.

آبان 89 / سفر استانی بجنورد: پشم و پیل‌ کشورهای به اصطلاح قدرتمند جهان ریخته است و اگر خیلی عرضه دارید، اوضاع کشورهای خود را جمع‌ و‌ جور کنید و به ملت‌های خود برسید. شما ‌نمی‌توانید آب بینی‌ خود را بالا بکشید.

آبان 89 / در جمع خبرنگاران: شما موقعی که نمی‌دونستید چه جوری طهارت بگیرید ملت ایران تمدن داشت. حالا شما می‌خواهید به ما جنس بفروشید؟! نفروشید!

بهمن 90 / رونمایی از داروهای تولیدی محققان ایرانی: اکنون ایام شادی است و می‌توان یک شوخی کرد. بعضی‌ها می‌گویند که کار را به دست خانم‌ها ندهید، چون همه‌ فرصت‌ها را می‌گیرند.

اسفند 90 / در جلسه سوال از رئیس‌جمهور: آخر سال است و باید کمی با هم صفایی بکنیم. شب عید است کمی شاد باشیم.

دی 91 / در پاسخ به اظهارات وزیر خارجه فرانسه: همه‌اش کشک است، طرف راه می‌رفت می‌گفت ابرقدرت، قدر قدرت ...‌ ای زکی.

دی 91 / مراسم بزرگداشت امیرکبیر: روزی سفیر روس به حضور امیرکبیر می‌آید تا درباره افزایش مرز روسیه صحبت کند که امیرکبیر به وی می‌گوید تا به حال کشک بادمجان خورده‌ای؟ که او می‌گوید نه! امیرکبیر می‌گوید ما در خانه یک فاطمه خانم داریم که به او می‌گوییم فاطمه خانوم‌ جان که کشک بادمجان‌های خوبی می‌پزد. شما بروید وقتی کشک بادمجان پخت برای شما می‌فرستم. این یعنی امیرکبیر به سفیر روس گفت برو دنبال کشکت!

اسفند 91 / در افتتاح دو شبکه جدید صدا و سیما: باید چهار ماهواره به فضا پرتاب کنیم تا هر «ننه قمری» کلید آن را پایین نیاورد.

اکنون این سوال مهم مطرح است که ایشان با این حافظه! چگونه در مرکز اسناد انقلاب کار می کرده اند؟؟؟